









ای پناه, بی پناهان,
ای امیددل های خسته
توروجان مادرت زهرابیا
زندگی بدون چشمهای تو سخت است نازنیم
فدای قد رعنایت
دل من برای توتنگ است
بامن حرف بزن
صدای توقشنگترینه صداهاست
بازهم درخواب من تکرارشو
بازهم مرابه سمت خودت روانه کن
بازهم برمن بتاب...
برچسب:
نویسنده: کامیار اسدیان